صدای آژیر خطر، گویی لالایی شوم این روزهاست؛ لالایی که برای بسیاری، نویدبخش هشداری حیاتی است، اما برای شهروندانی که با محدودیتهای جسمی یا ذهنی دست و پنجه نرم میکنند، معنایی هولناکتر دارد.
در بحبوحه جنگ، جایی که هر ثانیه اهمیت دارد و هر تصمیم میتواند سرنوشتساز باشد، جامعه افراد دارای معلولیت اغلب در سایه، در میان اولویتهای فراموششده، به حال خود رها میشود.
آنها که پیش از این نیز با موانع پنهان و آشکار شهر، نگاههای جامعه و کمبود امکانات دست و پنجه نرم میکردند، حالا در دل بحران با چالشی چندلایه و نفسگیر روبهرو هستند. امنیت، دسترسی، اطلاعرسانی و حتی بقا، واژگانی هستند که معنای واقعیشان در جنگ برای این قشر، رنگی تلختر به خود میگیرد.
تصور کنید فردی که برای جابهجایی به ویلچر وابسته است، چگونه باید از طبقه چهارم آپارتمانی که آسانسور ندارد، خود را به پناهگاه برساند؟ یا فرد ناشنوایی که پیامهای حیاتی تخلیه را از طریق رسانههای جمعی دریافت میکند، چگونه باید از خطر قریبالوقوع مطلع شود؟ اینها تنها گوشهای از واقعیتهای تلخ و اغلب ناگفتهای است که زندگی افراد دارای معلولیت را در شرایط جنگی، به روایتی پر از دغدغه و اضطراب بدل میکند. روایتی که در آن، نادیده گرفته شدن، به معنای رها شدن در دل خطر است.
چندی پیش علی کرمی، عضو هیئت مدیره بنیاد خیریه معلولان از مصائب و مشکلات افراد دارای معلولیت در زمان بحران و جنگ اینگونه گفته بود: متأسفانه طوری که به نظر میرسد برای افراد دارای معلولیت، تدابیری برای زمان بحران و جنگ درنظر گرفته نشده است و حتی از جنگ قبلی هم نتوانستیم در این زمینه عبرت بگیریم. در حال حاضر تمام دوستان و افراد دارای معلولیت که با آنها در ارتباط هستم دچار سرگردانی هستند. هر شهری در شرایط جنگی داستان خود را دارد اما افرادی که در تهران زندگی میکنند، خیلی نگران هستند.
او تأکید کرده بود: در آموزش و فرهنگسازی کمکاری کردیم. در تولید فرهنگ اگر هم اتفاقی افتاده، کفاف نیاز این جامعه را نداده است. اطلاعرسانیها و آموزش کم بوده و به همین علت افراد در این شرایط نگران میشوند.
رئیس سازمان بهزیستی نیز گفته بود: نزدیک ۳هزار فرصت شغلی یا کارگاه شغلی آسیب دیده و خسارت ۶۳۵ واحد، بالای ۵۰درصد بوده است. همچنین به ۳۵واحد آموزشی توانبخشی در جنگ اخیر آسیب رسیده که مجموع آسیبهای معلولان ۱۲میلیارد تومان بوده است.
در ادامه برای بررسی این موضوع و شنیدن جزئیات بیشتر از چالشهای زندگی افراد دارای معلولیت در شرایط جنگی، با بهروز مروتی، مدیر کمپین معلولان به گفتوگو نشستیم.
جنگ که میشود، معلولان فراموش میشوند
بهروز مروتی، مدیر کمپین معلولان مهمترین اقدامی که باید برای افراد دارای معلولیت انجام شود را تدوین یک دستورالعمل مشخص برای شرایط بحرانی میداند و به خبرنگار ما میگوید: در زمان بروز بحرانهایی مانند زلزله، سیل یا جنگ، سازمان مربوط یا دولت باید از پیش تعیین کرده باشد که چه اقداماتی را انجام دهد. در حال حاضر چنین دستورالعملی وجود ندارد و اساساً برای آن برنامهای اندیشیده نشده است.
میتوان در آن دستورالعمل، با استفاده از کارشناسان و نمایندگانی از میان افراد دارای معلولیت، درباره محتوای آن گفتوگو و آن را تدوین کرد. باید مشخص شود در شرایط بحرانی مانند جنگ، چه الزاماتی وجود دارد و چه اقداماتی باید انجام شود. نباید وضعیتی پیش بیاید که مثلاً فرد معلولی که دارای پرستار شخصی است، در شرایط جنگی به دلیل تلاش پرستار برای حفظ جان خود، رها شود.
پرستار شخصی هیچ مسئولیتی در قبال ماندن ندارد و فرد معلول در این شرایط قادر به یافتن پرستار جدید نیست، زیرا اساساً کسی برای مراقبت وجود ندارد یا برای نمونه، در شرایطی که تردد امکانپذیر نیست، خودرویی در دسترس نیست و مراکز خدماتی تعطیل هستند، باید فردی وظیفه انجام کارهای روزمره آن معلول را که پیشتر مراقب یا پرستار انجام میداد، بر عهده بگیرد.
او اضافه میکند: در مورد جابهجایی معلولان به مکانهای دیگر هم مشکل وجود دارد. مثلاً اگر آنها در مناطق حساس یا اطراف مراکز نظامی و امنیتی زندگی میکنند، باید از قبل در همان آییننامه یا دستورالعمل پیشبینی شده باشد که بتوان بهسرعت آنها را شناسایی و جابهجا کرد و به عبارتی جانشان را نجات داد.
در مسائل معیشتی نیز در شرایط عادی با تورم افسارگسیخته روبهرو هستیم که در شرایط جنگی چند برابر میشود. در این زمینه هیچ حمایت ویژهای از سوی دولت برای معلولان دیده نشده است. فقط همان حمایتهایی وجود دارد که از کل جامعه به عمل میآید و همان خدماتی ارائه میشود که معلولان همواره دریافت میکردهاند.
هزینه معلولان چند برابر، حمایت دولتی همان همیشگی!
مروتی با بیان اینکه هزینههای زندگی افراد دارای معلولیت چند برابر دیگر اقشار جامعه است، عنوان میکند: سایر مردم به وسایل کمکتوانبخشی نیاز ندارند و میتوانند از وسایل حملونقل عمومی استفاده کنند، در حالی که معلولان به دلیل فراهم نبودن زیرساختها قادر به استفاده از آنها نیستند. همچنین افراد دارای معلولیت به وسایل بهداشتی و درمانی نیاز دارند.
این هزینهها روندی تصاعدی داشته و هیچ حمایت ویژهای از آنها به عمل نیامده است. همان مبالغی که در ماههای گذشته پرداخت میشد، در دوره جنگ نیز پرداخت شده است در صورتی که میتوان در چند محور شامل مسائل معیشتی، مراقبتی، نگهداری، جابهجایی و حملونقل تدابیری اندیشید. برای نمونه، هنگامی که جنگ رخ میدهد، حملونقل عمومی با ازدحام همراه میشود و بهراحتی نمیتوان بلیت قطار پیدا کرد. میتوان سهمیهای برای معلولان در نظر گرفت تا بتوانند جابهجا شوند.
از سوی دیگر، اتوبوسهای بینشهری به دلیل اینکه مناسب دسترسی نیستند، تردد را برای افراد دارای معلولیت دشوار کردهاند.
او ادامه میدهد: در جنگ ۱۲روزه سال گذشته، معلولان با مشکلات بسیاری مواجه شدند. پیشنهادهایی ارائه شد، اما از آنها استقبال نشد و اقدامات لازم توسط دولت انجام نگرفت.
به نظر میرسد انجام این اقدامات مستلزم صرف زحمت است و دولت حاضر به انجام آن نیست. در حال حاضر نیز دولت به فکر معلولان نیست و آنها به حال خود رها شدهاند. برای دولت اصلاً مهم نیست و بهانه آنها این است که کشور در شرایط جنگی قرار دارد.
در حالی که سازمان بهزیستی به عنوان نهاد متولی میتواند با استفاده از ظرفیت موجود، بهرهگیری از وظایف قانونی و همچنین همکاریهای بینبخشی با سایر دستگاهها، اقدامات بسیار مناسبی انجام دهد.
افزایش چهار برابری قیمت داروی معلولان
وی در پاسخ به این پرسش که وضعیت داروهای افراد معلول چطور است، اظهار میکند: داروهای افراد دارای معلولیت هم بسیار کمیاب و هم بهشدت گران شده است.
برای نمونه، پیش از جنگ قیمت داروهای مادرم که دارای معلولیت است، حدود ۵۰۰هزار تومان هزینه داشت اما آخرین باری که داروهای او را تهیه کردم، مبلغ آن به یکمیلیون و ۵۰ تا ۱۰۰هزار تومان رسیده بود. برای خانواده من هزینه دارو دو برابر شده، اما از دوستان دیگر شنیدم که قیمت این داروها برای آنها سه تا چهار برابر نیز افزایش یافته است.
از سوی دیگر، وسایل بهداشتی و درمانی نیز با افزایش قیمت مواجه شدهاند. برای نمونه، در حال حاضر پوشک حدود ۶۰۰هزار تومان قیمت دارد، در حالی که تا سال گذشته ۳۵۰ تا ۴۰۰هزار تومان بود. این اقلام به صورت تصاعدی گران میشوند، اما حمایتها همان حمایتهایی است که سال گذشته و پیش از جنگ انجام میشد.
از قطعی اینترنت تا بیسرپناهی
مروتی به یکی دیگر از مهمترین مشکلات معلولان که قطعی اینترنت است، اشاره میکند و میافزاید: پیش از جنگ، ارتباطات از طریق واتساپ و گروههای تلگرامی و کانالها برقرار بود. یکی از پیامدهای این قطعی، تعطیلی شغل و ارتباطات بسیاری از افراد دارای معلولیت است که در بستر اینترنت برای خود شغلی فراهم کرده بودند. این افراد با بحران روبهرو شدهاند.
از سوی دیگر، کسانی که تمام ارتباطاتشان در بستر اینترنت بود، به کلی ارتباطات خود را از دست دادهاند.
ما فعالیتهایی در اینستاگرام، تلگرام و توییتر داشتیم که در حال حاضر میتوان گفت تمام ارتباطات کشوری با دوستان از دست رفته است.
از طرفی در جنگ ۱۲روزه، بخشی از افراد دارای معلولیت با مشکل اسکان مواجه بودند. گروهی از آنها در کلانشهرها ساکن بوده و قادر به رفتن به شهرهای دیگر نبودند. همچنین مشکلات مربوط به حملونقل، مراقبت و نگهداری و افزایش تصاعدی قیمت وسایل بهداشتی و درمانی را نیز تجربه کردند.
مدیر کمپین معلولان پیشنهاد میکند: با توجه به اینکه افراد دارای معلولیت جزو آسیبپذیرترین اقشار جامعه محسوب میشوند و ضروری است تدابیری برای آنها اندیشیده شود و از آنجایی که مشخص نیست در آینده چه اتفاقی رخ خواهد داد، سازمانهای متولی میتوانند در حال حاضر با انجام یک نظرسنجی از طریق مددکاران و با همکاری خود معلولان، مشکلات آنها را شناسایی و بررسی کرده و تدابیر لازم را بیندیشند.
همچنین میتوانند شیوهنامهای تدوین کنند و در تعامل با دیگر دستگاهها، در مواقع اضطراری و جنگ به داد افراد دارای معلولیت برسند و بخشی از مشکلات آنها را کاهش دهند.





نظر شما